ثنا ثنا ، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 22 روز سن داره

ثنا گلی

شقایق گل همیشه عاشق

    شقایق چرا گل همیشه عاشق شد؟ شقایق گفت با خنده ؛              نه بیمارم نه تبدارم                   اگر سرخم چنان آتش            حدیث دیگری دارم   گلی بودم به صحرایی              نه با این رنگ و زیبایی ن نبودم آن زمان هرگز            نشان عشق و شیدایی   یکی از روز...
18 آذر 1391

قند عسلم

شیرینم قند عسلم می خوام از شیرین زبونیهات بگم وقتی از سر کار میام محکم بغلم می کنی و میگی مامان توشگلم تیلی دوستت دارم چند روزه حسابی هوای مدرسه به سرت زده کیفتو بر میداری و میگی می تام برم مدرسه مامان بابا تاری ندارین بعد به بابایی میگی مواظب مامانی باشی ساعت پنج بیا دنبالم یادت نره /گوشی رو بر میداری مثلا به بابات زنگ میزنی و میگی چرا نیومدی دنبالم زود بیا منتظرتم دیشب وقتی این شعر رو خوندی سریع بلند شدم واست اسفند دود کردم انار دونه دونه              نانا(ثنا) چه مهربونه قدر مامان و باباش و خیلی توب(خوب) میدونه وای عزیز دلم ت...
15 آذر 1391

آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟!

خدا می داند، ولی ... آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود! ... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش...
14 آذر 1391

نشانه های دوست داشتن واقعی

وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود. وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که هستید، احساس امنیت می کنید…  وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید. وقتی کسی را دوست دارید، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است. وقتی کسی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست. وقتی کسی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوار است. وقتی کسی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید. ...
12 آذر 1391

گل قشنگم دختر نازم همه هستی و زندگی من

  دختر قشنگم گل نازم همه هستی و زندگی من این روزای تکرار نشدنی که شیرین ترین قصه دنیاست و نمی دونم چه هجوری ثبتش کنم تا روزای کودکی و دنیای قشنگ کودکیت و به تصویر بکشم که تا ابد باقی بمونه. هر روز با یه کار جدید و شیرین زبونیت ما رو غافلگیر می کنی و چقدر غرق لذت و شادی می شم وقتی دیشب دست کوچیکتو گذاشتی و اصرار می کردی که باید رو دست من بخوابی نمی دونی چه حالی شدم/وقتی پاتو دراز می کنی و می گی مامان بشین رو پام چقدر لذت بخشه-     عزیزم ,دلبندم,قشنگم,گلم...به خودم میبالم که تو رو دارم و شب ها و روزهای خونه ما با خنده های قشنگ تو و با شیرین زبونی هات زیبا و شاد شده....قربون اون حرف زدن ات ب...
9 آذر 1391

قسم به...

    دوستت دارم   قسم به صدایی که درونش لرزش بغض نهفته است      دوستت دارم       قسم به دستانی که تا به صبح تو را به پروردگار خواهش میکند       دوستت دارم     قسم به پا هایی که جز تو در پی هیچ قدم نمیگذارند      دوستت دارم        قسم به دلی که از عشقت همواره در تلاطم است       دوستت دارم      قسم به ذهنی که خاطره ات را به قیمت تمام دنیا نمی فروشد       دوستت دارم      و قسم ب...
6 آذر 1391

تو را چون نقش دریا دوست دارم

  دوستت دارم    تو را چون نقش دريا دوست دارم   تو را چون عطر گلها دوست دارم   منم چون ماهي افتاده در خاك   تو را مانند دريا دوست دارم   بخند اي غنچه گلزار هستي   كه من خنديدنت را دوست دارم   به باغ خاطره اي لاله سرخ   تو را تنهاي تنها دوست دارم                                         تو را من دوست میدارم                          ...
6 آذر 1391

ماه من ثنا

" من" هر شب به زیبایی آسمانی می اندیشم که ماهش "تو" هستی! دختر ناز مامان امروز خیییییییییییییلیییییییییییی خانوم بود                  آخه اولین روزی بود که با میل خودت رفتی بغل مادر جون و یه بوس به مامان دادی و مامانی باهات خداحافظی کرد و تو هم بهم دست تکون دادی و خداحافظی کردی و من اومدم اداره.   ...
6 آذر 1391

کودکی که آماده تولد بود

کودکی که آماده تولد بود ... کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از پرسید می گویند که فردا مرا به زمین می فرستی اما من به این کوچکی و ناتوانی چگونه می توانم برای زندگی آنجا بروم؟خداوند پاسخ داد از میان فرشتگان بیشمارم یکی را برای تو در نظر گرفته ام ا و در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد  بود. کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اینجا در بهشت جز خندیدن و آواز و شادی کاری ندارم. خداوند لبخند زد:فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود. کودک ادامه داد:من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند در حا...
6 آذر 1391

خدايا ممنونم؛

خدایا ممنونم ؛  من می‌تونم تمام زیبایی‌های پیرامونم را ببینم ،  کسانی هستند که دنیایشان همیشه تاریک و سیاه هست … خدایا ؛  من می‌تونم راه برم ،   کسانی هستند که هیچوقت نتونسته‌اند حتی یک قدم بردارند … خدایا از تو ممنونم ؛  که دل رئوف و شکننده‌ای دارم ،  کسانی هستند که این قدر دلشون سنگ شده که هیچ محبت و احساسی رو درک نمی‌کنن … خدایا سپاسگزارم ؛  که به من این شانس رو دادی که بتونم به دیگران کمک کنم ،  کسانی هستند که از این نعمت و برکت وافری که به من داده‌ای بی‌بهره‌اند … خدای عزیزم ؛  ...
2 آذر 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ثنا گلی می باشد